مدتهاست که عشق رنگ باخته،مدتهاست که خیلی از جوانان تابلوی شیدایی ممنوع را بر دروازه ورودی دلهایشان نصب کرده اند. مدتهاست که انسانها آموخته اند که اول موجودی حسابهایشان را شمارش کنند و بعد عاشق شوند. مدتهاست که همه چیز رنگ اسکناس های سبز و آبی را به خودش گرفته و خیلی از خانواده ها پول را ملاک خوشبختی می دانند.ولی شما به هیچ وجه ناراحت نباشید،این از اثرات پیشرفت و تمدن نوین است.خوب پر واضح است که با پیشرفت کردن علم توقعات انسانها نیز بالا می رود. حالا اگر در یک مراسم خواستگاری اگر خانواده داماد بگوید که دارایی چندانی ندارد و قادر به برگزاری مراسم آنچنانی در هتل چند ستاره و خرید حلقه با نگین الماس و پرداخت مهریه آنچنانی و...نیست و عروس خانم بعد از ازدواج باید با آنها زندگی کند.خانواده عروس چهره در هم می کشند و می گویند باید فکر کنیم؟دخترمون قصد ازدواج نداره و..... چه دنیاییست!عجب رسمیست این رسم زمانه!یک زوج قبل از شروع زندگی مشترک به خاطر نداشتن پول رهن خانه و هزینه های سرسام آور عروسی مجبور به جدایی می شود و در گوشه ی دیگری از شهر میلیون ها پول برای نگین های برلیان دوخته شده روی لباس عروس پرداخت می شود.این جاست که فاصله ها پر می شود از بغض،نفرت و کینه. عده ای آنقدر دارند که نمی دانند چطور باید خرج کنند و عده ای آنقدر ندارند که گاهی خرج کردن را هم از یاد می برند. این روزها سن ازدواج بالا رفته درست مثل نرخ تورم،رابطه مستقیم دارند.در گذشته های نه چندان دور در یک خانواده 5 یا 6 نفره پدر کار می کرد و دیگر افراد خانواده بدون دغدغه زندگی می کردند.ولی حالا اگر همه ی اعضای خانواده هم کار کنند باز حتی رفاه نسبی هم ندارند. هزینه های زندگی بالا رفته،می گویند توقع انسانها بالا رفته.ولی هنوز هم هستند کسانی که توقع شان از زندگی در حد یک سقف بالای سرشان،پاره ای نان و سفره ای که با محبت پر شود و سری که بدون درگیری و فاصله های بی اندازه بر بالش گذاشته شود است. این حق مسلم هر انسانی است که از اندک امکانات بهره مند باشد اما..... شیدایی ممنوع! عشق و دلدادگی ممنوع!
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 14:20 توسط نسترن |