سلام دوستان. ممنونم از شما که همیشه با حضور پر مهرتان زینت بخش کلبه ام هستید و با نظرات ارزشمندتان مرا تنها نمی گذارید.این بار اما دست یاری به سوی شما گرفته ام تا فکری به حال جوانانی کنید که در وضعیت بدی به سر می برند. بارها شنیدم از پدر و مادر که در مورد جنگ های افغانستان صحبت می کردند و از دلیری جوانان در جنگ با شوروی که چطور با دست خالی در برابر دشمن قد علم می کردند و از مادرانی که به آب دیده پیکر به خون غلتیده فرزند را غسل می دادند. شنیدم که می گفتند فرزندان وطن طوری تربیت شده بودند که اگر از زمان اذان صبح و نماز صبح دیرتر بیدار می شدند مورد نکوهش قرار می گرفتند و تنها افراد مسن از بعضی مخدرها به عنوان مسکن برای آرام کردن دردهایشان استفاده می کردند.ولی جوان امروز چه؟جوانانی که بدون استفاده از این مواد حتی توان دو قدم راه رفتن را هم ندارند.جوانانی که تا نیمه های شب را در خیابان ها پرسه می زنند و بعد هم تا ظهر روز بعد می خوابند و یا عده ای از آن ها آنقدر از مواد خواب آور استفاده کرده اند که ساعت بیداری آنها تازه همپای ساعت خواب دیگران است. آیا این جوانان از نسل همان جوانان دیروز است؟ولی نه جوانان دیروز نه از سیگار استفاده می کرده اند و نه از مواد الکلی و نه..... اما جوانان امروز همه سیگار می کشند و عده کثیری از همین افراد بعد از آن به استفاده از حشیش، تریاک و هروئین گرفته تا بنگ و شیشه و قرص های اکستازی و .... مبتلا هستند. آیا این جوانان توان مبارزه با دشمن را دارند؟ دختران هموطنم هم دست کمی از پسران ندارند. صورت های بزک کرده،موهایی که خیلی ماهرانه بیرون ریخته شده،مانتوهای تنگ و شلوارهای کوتاه و چادرهایی که کاملا واضح است که از سر اجبار به سر کرده اند.هر بار که دختران همسن و سال خودم را با چنین وضعیت زننده ای می بینم واقعا متاثر می شوم. بارها از آن ها دلیل این کارشان را پرسیده ام و هر بار پاسخ شنیدم که به خاطر همرنگی با جماعت. اگر این جوانان در کشور خودمان و با فرهنگ و رسوم اسلامی کشورمان تربیت می شدند باز هم اینگونه رفتار می کردند؟ای کاش می فهمیدند که چقدراز فرهنگ خودمان فاصله گرفته ایم. متاسفانه عده ای آنقدر دچار بحران هویت شده اند که عار می دانند که به گویش محلی خودمان(فارسی دری)صحبت کنند.چند ماه پیش با دخترهموطنی روبه رو شدم که تصمیم داشت با جراحی پلاستیک فرم صورتش را تغییر دهد تا دیگران پی به افغانی بودن او نبرند. واقعا تاسف برانگیز است. این جوانان سرمایه های ملی کشورمان هستند. این جوانان آینده سازان سرزمین مقدسمان افغانستان هستند که با چند صباحی زندگی در غربت آنقدر تحت تاثیر فرهنگ بیگانه قرار گرفته اند که از هویت اصلی خودشان شرم دارند. قسم به یگانه معبود عالم هستی که این سرنوشت جوانان سرزمین من نبود،بگویید چه بر سر آن ها آمده؟بگویید چه کسی این همه زجر و بدبختی به خانواده های این جوانان را پاسخگوست؟ بگویید چه کسی می تواند جوانان سرزمین مرا تیمار کند و آن ها را همچون جوانان قدیم قدرتمند و با نفوذ تربیت نماید؟ به خدا نمی دانم چه باید کرد....
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 23:20 توسط نسترن |