شاید این جمعه بیاید شاید.... جمعه ای دیگر گذشت و نیامدی.مولایم!مهدی جان!خوب که نگاه می کنم و می شنوم . آخرین صداهای پرستوهای عاشقت را که سینه هایشان هدف تیر نامردان قرار گرفته است. بلبلان در قفس محبوسند. گل ها ناله می زنند. دستان مهربان زخمی شده اند و درد می کنند. کرکسها و کفتارها آواز خوان شده اند و کمرها را می شکنند و بدنها را قطعه قطعه می کنند. دگر در جهان مهربانی را به کس نمی آموزند.شهد محبت به کام نمی ریزند.همه مضطر شده اند و به انتظار روی تو مضطر واقعی اند.مولایم!هر جمعه فریاد بر می آوریم (این المضطر الذی یجاب اذا دعا)کجاست مضطری که اجابت شود وقتی دعا کند؟ آری تو خود مضطرتری چرا که تو شاهد تمام رنج و مصیبت های مردم جهانی و دست دعا به سوی آسمان خدا داری که رخصت جهاد دهد ولی زمان آن نرسیده است.تو خود از همه بر این مردم نزدیکتر و فریادرس تری اما زمان دادرسی و نجات این مردم فرا نرسیده است و تو نمی توانی پا در رکاب کنی. ای مولای پنهان من!می دانم که از من دور نیستی و رهایم نکردی ولی این را می دانم که این مشکل از من است که توان دیدن روی تو را ندارم.توان این که ببینم که تو دستهای مرا می گیری را نیز ندارم. اما بدان ای نازنین یار!اگر چه پاهایم به راستی به انتظارت نیست دروغ نگفته ام چرا که گهگاه راه گم می کند و به بیراهه می رود.اکر بگویم که دست هایم نیز به واقع به انتظارت نیست تا با تو دست بیعت دهد بازمی بینم دروغ نگفته ام چرا که گهگاه دست بر قلم خطا می زند.اگر بگویم که چشمهایم به راستی به انتظارت نیست تا چشم در چشم زیبای تو باز کند نیز دروغ نگفته ام چرا که به گناه آلوده است. اگر بگویم که گوشهایم نیز به حقیقت به انتظار شنیدن کلام شیرینت نیست باز می بینم که دروغ نگفته ام چرا که هرازگاهی به شنیدن بوقهای خیانت گوش می سپارم. اما مولایم!به وحدانیت حق و به خاک پاک شاه نجف قسم که زبان و دلم به انتظارت هست اما چه کنم که هنوز ضعیف العلمم و طاقت صبر بر گناه کردن ندارم. مولایم!گل نرگس فاطمه (س)!سالهاست که گلهای یاس به انتظار آمدنت هستند.سالهاست درهای سوخته،خیمه های آتش گرفته و دستان بریده و...به انتظار شمشیر عدالت تواند. پس به خاطر تمام مضطرین جهان دست به دعا بردار که خداوند در فرجت تعجیل فرماید و شمشیر عدالتت در آسمان و زمین به رقص در آید و پرچم عدالت و خونخواهی ات از مظلومان جهان از اولین تا آخرین به اهتزاز در آید. بابی انت و امی و نفسی یا مولای یا صاحب الزمان(عج)
+ نوشته شده در شنبه سوم آذر 1386ساعت 0:31 توسط نسترن |