این شعرم را تقدیم میکنم به مهربانترین و عزیزترین کس زندگیم. به مادرم که سنگ صبور تنهاییم و حامی و پشتیبان لحظات بی کسیم است. مادری که بعد از رحلت پدرم هم برایمان مادر است و هم پدر. مادرم ای مسیحای زندگانی ام طنین صدای دلنشینت به نجوای گل سرخ به صدای ترنم باران می ماند مادرم کلامت همچون رقص پر شور کلمات در رنگین کمان زبان فرشتگان است و نگاهت فروغ روشن مهتاب است مادرم بعد از پرستش پروردگارمان عاشقانه سر به سجده ی عشق تو فرو می آورم ای سرور لحظات دلتنگی ام مادرم تو ای طلایه دار سحر که چادر زده مهتاب از تقدس دامنت در آستانه ی یقین، بر حجم عظیم باورم مادرم ای عظمت گریز ناپذیر، پاس میدارمت و با تمام وجود فریاد میکنم دوست میدارمت،دوست...
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 23:44 توسط نسترن |